اگر دیوار نبود
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم
همه وسعت دنیا یک خانه میشد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچکس در پشت هیچ نا کجایی پنهان نمیشد
" یاد آن روزهای بی ریای بچگی بخیر "
اعظم ب
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم
همه وسعت دنیا یک خانه میشد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچکس در پشت هیچ نا کجایی پنهان نمیشد
" یاد آن روزهای بی ریای بچگی بخیر "
اعظم ب
ابتدا مطمئن شوید به اندازه کافی وقت دارید و می توانید فکرتان را متمرکز نمائید. برای انجام این آزمون باید تصویر موقعیتهای گفته شده را به ذهن بیاورید و خود را در آن موقعیت قرار دهید. جنگل خود را دریک جنگل مجسّم کنید و به سوالات زیر پاسخ دهید: آیا جنگلی که در آن هستید تاریک است یا روشن؟ الف) من خود را در جنگلی در روشنایی روز می بینم. ب) من خود را در جنگلی در شب می بینم. پ) من خود را در جنگلی در هنگام غروب،یا طلوع خورشید می بینم. نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن. آیا راهی در میان جنگل وجود دارد؟ الف) بله ب) نه فنجان حال از شما می خواهیم که به میان جنگل بروید. فنجانی را می بینید. چه شکلی است؟ الف) فنجان به نظر من با ارزش می آید. ب) فنجان به نظر من ارزش چندانی ندارد. با آن چکار می کنید؟ الف) رهایش می کنم و از کنارش می گذرم. ب) ار زمین برمی دارمش و سپس دوباره به زمین می اندازمش. پ) از آن استفاده می کنم و سپس آن را همانجا رها می کنم. ت) بر می دارمش و با خودم می برم. آب به راهپیمایی در جنگل ادامه می دهید تا به آبی می رسید. آبی که می بینید چه شکلی است؟ الف) گودالی است که آب باران در آن جمع شده است. ب) برکه پ) رود کوچک ت) رودخانه ث) دریاچه ج) اقیانوس آیا آبی که می بینید جریان دارد؟ الف) بله (تند) ب) بله (کند) پ) نه (آرام و بیجنبوجوش) ت) نه (کاملاً راکد) آب چه عمقی دارد؟ الف) خیلی کم ب) می توانم در آن بایستم پ) از قد من بیشتر است. ت) خیلی عمیق است. باید از آب عبور کنید. چگونه این کار را می کنید؟ الف) پیاده به آب می زنم یا شنا می کنم. ب) آن را دور می زنم. پ) از روی پل رد می شوم. ت) از قایق یا کشتی استفاده می کنم. خرس به راهتان در جنگل ادامه می دهید که ناگهان با خرسی مواجه می شوید. چه نوع خرسی است؟ الف) یک خرس کوچولوی خوشگل پ) یک خرس بزرگ و واقعی آن خرس چکار می کند؟ (نزدیکترین گزینه را انتخاب کنید.) الف) خرس متوجه من نشده است. ب) خرس متوجه من شده و دارد با خودش بازیهای قشنگی می کند. پ) خرس متوجه من شده ولی با من کاری ندارد و سرگرم کار خودش است. ت) خرس متوجه من شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به من نگاه می کند. ث) هیچکدام ? صاف دارد به طرف من می آید. شما باید به راهتان ادامه دهید. با آن خرس چکار می کنید؟ الف) کار خاصی نمی کنم. خیلی کوچولو وخوشگل است و به فکر این هستم که آن را بغل کنم و همراه خود ببرم. ب) به آن توجهی نمی کنم و راهم را ادامه می دهم. پ) قبل از آن که مرا ببیند از آنجا دور می شوم. ت) بالای درخت می روم یا پنهان می شوم. ث) می ایستم و با آن مقابله می کنم. من پیروز خواهم شد. ج) می ایستم و مقابله می کنم. کمی زخمی می شوم. چ) هیچکدام از این گزینهها به انتخاب من نزدیک نیست. ساحل به راهتان ادامه می دهید تا به ساحلی می رسید. چند نفر آدم در آنجا می بینید؟ الف) صدها و شاید هزاران نفر. ب) ۲۰ تا ۱۰۰ نفر پ) یکیا دو نفر ت) هیچکس فاصله شما از آنها چقدر است؟ الف) آنقدر نزدیکند که می توان با آنها صحبت کرد. ب) آنقدر نزدیک نیستند که بتوان با آنها صحبت کرد. پ) یا خیلی دورند ویا هیچکس در ساحل نیست. نتایج تست : جنگل و مسیر جنگل نماد ?زندگی? شماست و این که شما چگونه به آن نگاه می کنید. اگر شما گزینه ?جنگل در روشنایی روز? را انتخاب کردهاید، این قویاً نشانگر این است که به طور کلی آدم شادی هستید. هر چه نور بیشتری در جنگل ببینید به معنی این است که زندگی شما از محتوای بیشتری برخوردار است. چنانچه شما گزینه ?جنگل در شب? را انتخاب کردهاید، بدین معنی است که چیز عمدهای در زندگی شما وجود دارد که می خواهید آن را تغییر دهید یا از آن ناراضی هستید. این انتخاب همچنین بیانگر این است که شما به دلایلی تحت فشار استرس قرار دارید. اگر گزینه ?جنگل نه کاملاً تاریک و نه کاملاً روشن? را انتخاب کردهاید، نشانگر چیزی بین دو حالت فوق است. یعنی این که یکی دو چیز در زندگی شما وجود دارد که مایلید آن را تغییر دهید. اگر راهی در جنگل دیدهاید بدین معنی است که هنوز در زندگی خود به طور کامل جا نیافتادهاید. جوانترها معمولاً چنین راهی را می بینند. چرا چنین است؟ راه، نماد جایی است که به سوی آن در حرکتید. کسانی که هنوز راه مشخصی را در زندگی خود پیدا نکردهاند به احتمال زیاد راهی را در جنگل می بینند. و از طرف دیگر، کسانی که راه زندگی خود را یافتهاند(معمولاً افراد مسنتر) احتمال کمتری دارد که راهی در بین جنگل ببینند. فنجان = ثروت فنجان نماد ?ثروت? و رهیافت شما به آن است. این سوال به شما این شانس را می دهد که هر نوع فنجانی را ببینید. در واقع، این سوال به شما فرصت می دهد تا به خودتان پاداش بدهید. اگر فنجان باارزشی را دیدهاید در این صورت چیزی که برایتان باارزش است را به خودتان پاداش دادهاید. و اگر فنجانی که دیدهاید ارزش چندانی نداشته، یعنی هنگامی که فرصتی پیش آمده به خودتان پاداش ندادهاید. اگر فنجان را رها کردهاید، یعنی به شما شانس داده شده که پاداشی بگیرید ولی شما آن را پشت سر گذاشتهاید. این بدان معنی است که یا ثروت برای شما ارزش محسوب نمی شود و یا اینکه فکر می کنید ?ثروت?، چیزی است که باید برای به دست آوردنش کار و تلاش کنید. اگر فنجان را از زمین برداشته ودوباره به زمین انداختهاید، بدان معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده است، شما هم به قدر کافی کنجکاو بودهاید که فنجان را از زمین برداشتهاید، ولی آن را پشتeسرگذاشتهاید. یا ثروت برای شما ارزش eواقعی محسوب نمی شود و یا فکر می کنید ?ثروت? چیزی است که باید برای بهe دست آوردنش کار و تلاش کرد. اگر از فنجان استفاده کرده و سپس آن را همانجا رها کردهاید، بدین معنی است که شانس پاداش گرفتن به شما داده شده و شما یک استفاده فوری برای آن پیدا کردهاید و فوراً آن را به کار بستهاید. بسیاری از مردم یک فنجان چای یا قهوه می بینند و آن را می نوشند. شما هم چنین بودهاید؟ شما شانس پاداش گرفتن را پشت سر گذاشتاید و یک استفاده عملی برای فنجان یافتهاید. رهیافت شما به سوی پاداش، ?اینجا و اکنون? بوده است. اگر فنجان را برداشته و با خود بردهاید، احتمالاً فنجانی را دیدهاید که به نوعی برایتان باارزش بوده است. یعنی شما شانس پاداش دادن سریع به خودتان را پیدا کردهاید و از آن استفاده نمودهاید. آب = رابطه زناشویی آب، برای همه و به ویژه برای خانمها، نماد رابطه زناشویی است. عمق و سرعت جریان آبی که دیدهاید نشانگر طرز فکر و تمایل شما در این زمینه است. سرعت جریان آبی که دیدهاید بیانگر میزان این میل در شماست. هر چند که این میزان لزوماً آنچه مورد نیاز شماست نیست. سهولت رد شدن از آب، نشانگر طرز تفکر و رهیافت شما به مسائلزناشویی است. هر چه راحتتر از آب رد شوید، یعنی رهیافت و رویکرد شما به این روابطراحت تر و آزادانهتر است. خرس= استرس خرس، نماد مشکلات و چگونگی برخورد شما با آنهاست. اگر خرس کوچولوی خوشگلی را دیده باشید نشانگر این است که زندگی شما خالی از استرس است و شما به راحتی از کنار مشکلات می گذرید. همچنین نشانگر این است که شما از زندگیتان لذت می برد. امّا چنانچه خرس واقعی و بزرگی را دیده باشید، حال امکان مواجه شدن با یک مشکل واقعی برایتان فراهم شده است. کسانی که به طور دائم تحت فشارهای استرس قرار دارند، خرسهای بزرگتر و خطرناکتری را می بینند. چه شما خرس را نادیده بگیرید و چه خرس شما را، هر دو نشانگر این است که چگونه به استرس و مشکلات هنگامی که برایتان پیش می آید، می نگرید. اگر خرس شما را ندیده است و یا آن که دیده ولی سرگرم بازیهای قشنگ با خودش است، بدین معنی است که شما مشکلات واقعی چندانی در زندگی ندارید. شما تحت استرس و نگرانیهای روزمره نیستید. به شما فرصت داده شد تا مشکلی را ببینید ولی این فرصت را از دست دادید! اصلاً چیز بدی نیست. اگر خرس شما را دیده ولی با شما کاری نداشته و سرگرم کار خودش بوده است، این بدان معنی است که با وجودی که مشکلات متداول در زندگی شما وجود دارد، ولی شما از نظر سطح استرس یا نگرانی، در شرایط ناسالمی قرار ندارید. و بالاخره اگر خرس متوجه شما شده و به نحو تهدیدآمیز و ترسناکی به شما نگاه می کرده است، یعنی شما نیاز به مرخصی دارید! شما تحت eفشارهای شدید استرس و نگرانی هستید و این می تواند شرایط ناسالمی را برای شماe به وجود آورد. نحوه عبور از خرس و ادامه دادن راه، نشانگر این است که شما با مشکلات چگونه برخورد می کنید و چگونه به حل آنها می پردازید. اگر پاسخ شما این بوده که به فکر بغل کردن خرس و همراه بردن آن بودهاید، در این صورت رویکرد شما با سایر مردم بسیار متفاوت است. اغلب مردم تحت استرس بسیار بیشتری از شما قرار دارند. ساحل = ارتباط با مردم ساحل، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی که پیرامونتان قرار دارند است. تعداد افرادی که در ساحل دیدهاید، مستقیماً به تعداد افرادی که مایلند دوروبرتان باشند ارتباط دارد. افراد اجتماعی و معاشرتی در کنار عدّه زیادی از مردم احساس راحتی می کنند. این گونه افراد، ساحل را مملو از جمعیت می بینند. در طرف مقابل، کسانی که هیچکس را در ساحل ندیدهاند آنهایی هستند که از تنها بودن با خودشان احساس آرامش و راحتی می کنند. احساس تنهایی برای آنها مفهومی ندارد و می توانند مدّت زمانی طولانی با خودشان به سر برند. اگر شما صدها نفر را در ساحل دیده باشید یعنی از بودن در مکانهای شلوغ و پرجمعیت احساس ناراحتی نمی کنید. در حالی که اگر یک یا دو نفر را در ساحل دیده باشید، بدان معنی است که شما فردی هستید که نمی خواهد زمان زیادی را در مکانهای شلوغ بگذراند و ترجیح می دهد با یک نفر یا دونفر صحبت کند. البته این به معنی آن نیست که شما آدمی اجتماعی نیستید. بلکه نشانگر این است که بیشتر تمایل به محیطهای آرام و کم جمعیت دارید. اغلب مردم، ساحل را با یک یا دو نفر می بینند. فاصله مردمی که در ساحل هستند با شما، نماد چگونگی ارتباط شما با افرادی است که پیرامونتان قرار دارند. اگر مردم آنقدر نزدیک بودهاند که امکان صحبت کردن با آنها فراهم بود، یعنی شما در بیشتر مواقع مایل به ارتباط برقرار کردن با دیگران هستید. اگر مردم آنقدر دور بودهاند که امکان صحبت با آنها نبوده، بدان معنی است که شما در اکثر اوقات نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید، اما دلتان می خواهد کسانی را پیرامون خود داشته باشید. و بالاخره اگر مردم خیلی دور بودهاند یعنی شما در اکثر مواقع نیازی به برقراری ارتباط با دیگران ندارید و از تنها بودن با خودتان راضی هستید
پنج سوال که بهتره زن ها از مردها نپرسند پنج سوال مهم در زندگی زناشویی بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!... اين ۵ سوال عبارتند از به چي فکر مي کني؟... آيا دوستم داري؟... آيا من چاقم؟... به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟ براي مثال: به چي فکر ميکني؟ جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: ?عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر ميکردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.?... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر ميکرده: الف) فوتبال ب) بسکتبال ج) چقدر تو چاقي! د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره! ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟ يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: ?اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، دربارهش حرف ميزدم!?... آيا دوستم داري؟ جواب مورد نظر اين سوال ?بله? است! و مردهايي که محتاطترند ميتونن بگن: ?بله عزيزم!?... و جوابهاي اشتباه عبارتند از: الف) فکر کنم اينطور باشه! ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا ميکني؟ ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه! د) مگه مهمه؟! ه) کي؟... من؟! آيا من چاقم؟ واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين ?نه! البته که نه!? و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند: الف) نميتونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي! ب) نسبت به چه کسي؟! ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد! د) من چاقتر از تو هم ديدم! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمهات فکر ميکردم! به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟ ?اون دختره? در اينجا ميتونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: ?نه! تو خوشگلتري!?... جوابهاي غلط عبارتند از: الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگهاي خوشگله! ب) نميدونم اينجور موارد رو چطوري ميسنجند! ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري! د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست! ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر ميکردم! اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟ جواب صحيح: ?آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!?... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير ميبينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفانيتر باشه!... زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار ميکني؟ مرد: عزيزم! چرا اين سوالو ميپرسي؟ اين سوال منو نگران ميکنه! زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟ مرد: البته که نه عزيزم! زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟ مرد: معلومه که دوست دارم! زن: پس چرا دوباره ازدواج نميکني؟ مرد: خيلي خب! ازدواج ميکنم! زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج ميکني؟ مرد: بله! زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي ميکني؟ مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم! زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟ مرد: اگه اينطور بخواد خب بله! زن (با سردي): واقعا?؟ لابد عکسهاي منو هم ميکني و عکسهاي اونو به ديوار ميزني! مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد! زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما? بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه! مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته
در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل كلاس درس آورد . وقتي كه كلاس رسميت پيدا كرد استاد يك ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت . سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت . آنگاه از دانشجويان كه با تعجب به او نگاه مي كردند ، پرسيد : آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند بله پر شده است .
استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت . بعد ليوان را كمي تكان داد تا ريگ ها به درون فضا هاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند . سپس از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر شده است ؟ همگي پاسخ دادند : بله پر شده است .
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتي شن را برداشت و داخل ليوان ريخت . ذرات شن به راحتي فضاهاي كوچك بين قلوه سنگ ها و ريگ ها را پر كردند . استاد يك بار ديگر از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر شده است ؟ دانشجويان همصدا جواب دادند : بله پر شده
است .
استاد از داخل جعبه يك بطري آب برداشت و آن را درون ليوان خالي كرد . آب تمام فضاهاي كوچك بين ذرات شن را هم پر كرد . اين بار قبل از اين كه استاد سوالي بكند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله پر شده.. بعد از آن كه خنده ها تمام شد استاد گفت : اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي ، خانواده ، فرزندان و دوستانتان هستند . چيزهايي كه اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اينها برايتان باقي ماندند هنوز هم زندگي شما پر است .
استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد : ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند كه در زندگي مهمند . مثل شغل ، ثروت ، خانه و ذرات شن هم چيزهاي كوچك و بي اهميت زندگي هستند . اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد ، ديگر جايي براي سنگها و ريگها باقي نمي ماند . اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي كند .
در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف كنيد كه واقعا اهميت دارند . همسرتان را براي شام به رستوران ببريد . با فرزندانتان بازي كنيد . و به دوستان خود سر بزنيد . براي نظافت خانه يا تعمير خرابي هاي كوچك هميشه وقت هست . ابتدا به قلوه سنگ هاي زندگيتان برسيد . بقيه چيزها حكم ذرات شن را دارند.
برگرفته از كتاب : عشق بدون قيد و شرط
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشکهایش را پاک میکرد و فنجانی قهوه مینوشید پیدا کرد ...
در حالی که داخل آشپزخانه میشد پرسید : چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!
زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ...
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!
یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان ناگهان متوجه می شه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…
به عادت دیرینه ی ایرانی ها، می زنه روي ترمز و با دنده عقب شروع می کنه به برگشتن به عقب!
در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف می کنه …
سرت رو درد نیارم، پلیس می آد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت می کنه. بعد می آد سراغ ایرانیه و بهش می گه: از شما معذرت مي خواييم. ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر می کنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب می رفتی!!!
---------------------------------------------------
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته، يهو ميبينه يه موتور گازي ازش جلو زد!خيلي شاكي ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.
يه مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!ديگه پاك قاط ميزنه، پا رو تا ته ميگذاره رو گاز، با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!طرف كم مياره، راهنما ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده بزنه كنار.خلاصه دوتايي واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا تو خدايي! من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازي كل مارو خوابوندي؟!موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بيامرزه که واستادي... آخه كش شلوارم گير كرده به آينه بغلت !!!!
-------------------------------------------------------
--------------------------------------------------
پیغام گیر تلفن پدربزرگ و مادر بزرگ ها:
ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:
اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.
اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.
اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.
اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم ؛ شماره 6 را فشار دهید.
اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم ؛ شماره 7 را فشار دهید.
اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.
اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید. اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید، بگویید، ما داریم گوش می کنیم !!!!
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من !!!!!!!!!میگشتم
NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنيد...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
.
زن را به وفايش نه به جمالش
.
دوست را به محبتش نه به کلامش
.
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
.
مال را به برکتش نه به مقدارش
.
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
.
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
.
غذا را به کيفيتش نه به کميتش
.
درس را به استادش نه به سختیش
.
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
.
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
.
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
.
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
.
دل را به پاکیش نه به صاحبش
.
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
.
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش
امروز میخواهیم با هم کمی ریاضی کار کنیم
هدف از کلاس امروز حل برخی معادله های بسیار ساده است که شما در مدرسه آموخته اید.
البته اگر هنوز به خاطر داشته باشید...
در اینجا من به شما 3 رقم و یک نتیجه خواهم داد، شما باید با قرار دادن علامت های صحیح معادله را کامل کنید.
برای درک بهتر ابتدا یک مثال را با هم حل میکنیم، باقی معادله ها به عهده ی شماست:
2 2 2 = 6
این رابطه اینجوری درست میشه:
2 + 2 + 2 = 6
ساده بود نه؟ حالا بقیه ی معادله ها را حل کنید.
1 1 1 = 6
2 2 2 = 6
3 3 3 = 6
4 4 4 = 6
5 5 5 = 6
6 6 6 = 6
7 7 7 = 6
8 8 8 = 6
9 9 9 = 6
.
.
.
خب؟ تونستید حل کنید؟
چی؟ فقط دومی رو؟! اون که مثال خودم بود...
و ششمی رو؟ وای خدای من! خیلی سخت بود نه؟!
6 + 6 - 6 = 6
نابغه!!!
بقیه چه طور؟
کمک می خوای؟
اوه! معلومه که نه! پاک فراموش کرده بودم شما یک نابغه هستی...
حدس می زنم که از عهده ی سومی هم بر اومدی
3 × 3 - 3 = 6
شاید از عهده ی پنجمی
5 / 5 + 5 = 6
و با یه کم شانس هفتمی...
-7 / 7 + 7 = 6
هنوز به نظرت غلطه؟ ببین: - (7/7) = -1 و در نتیجه 7 - 1 = 6
حالا میریم سراغ اونها که یه کم مشکل تر به نظر میان...
چهارمی
√4 + √4 + √4 = 6
نهمی
√9 × √9 - √9= 6
هشتمی رو چی میگی ؟؟؟؟
3√8 + 3√8 + 3√8 = 6
اووووووووه! اینم برای خودش ایده ای بودها....
.
.
.
.
.
.
.
بسیار خب، کلاس امروز هم تموم شد...
اوه بله، حق با شماست... هنوز تموم تموم نشده، معادله ی اولی باقی مونده...
(1 + 1 + 1)! = 6
خب راستش استعداد ریاضی تون کمی پایینه!
فاکتوریل: فاکتوریل یک عدد حاصل ضرب تمام اعداد طبیعی کوچکتر و مساوی آن عدد تا 1 است.
فاکتوریل را با علامت تعجب نمایش می دهند!
باحال بود ، نه؟؟؟؟
لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگي شد: مي بايست "نيکي" را به شکل عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي کرد.کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند.
1-هنرپیشه معروف سینما کیست؟
الف)محمد رضا گلزار
ب)محمد رضا علفزار
ج)محمد رضا گندمزار
د)محمد رضا دشت
2-هنرپیشه مرحوم سینما؟
الف)رضا ژیان
ب)رضا ماکسیما
ج)رضا فولکس
د)رضا خاور
3-هنرپیشه مرحوم فیلم ممل امریکایی؟
الف)نعمت ا...گرجی
ب)نعمت ا... ساقه طلایی
ج)نعمت ا... شیرین عسل
د)نعمت ا...مینو
4-هنرپیشه زن معروف سینما؟
الف)هدیه تهرانی
ب)کادوی تهرانی
ج)چشم روشنی تهرانی
د)قابل نداره تهرانی
5-بازیگر چشم قشنگ سینما و تلویزیون؟
الف)پارسا پیروزفر
ب)فارسا فیروزپر
ج)پارسا پیروزپر
د)فارسا فیروزفر
6-یکی از آهنگهای منصور؟
الف)دیوونه
ب)خل
ج)منگل
د)خبر ندارم!
7-خشایار اعتمادی به چه سبکی میخونه؟
الف)پاپ
ب)اسقف
ج)راهبه
د)موبد
تست های ورزشی
1-مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟
الف)علی پروین
ب)علی شهین
ج)علی مهین
د)علی دنبه
2-کشتی گیر گردن کلفت ایران؟
الف)عباس جدیدی
ب)عباس قدیمی
ج)عباس نیو
د)عباس آپ تو دیت
3-تیم فوتبال آبادانی؟
الف)نفت آبادان
ب)بنزین آبادان
ج)گازوئیل آبادان
د)استقلال اهواز
4-باشگاه انگلیسی؟
الف)میدلزبرو
ب)میدلزبیا
ج)میدلزبودی حالا
د)میدلز پاشو برو گمشو
5-بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ؟
الف)حسن صالح حمیدزیچ
ب)حمید صالح حسنزیچ
ج)حسن حمید صالحزیچ
د)بابا چند نفر به یه نفر؟؟؟
6-دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه؟
الف)دیوید سیمن
ب)دیوید سیمثقال
ج)دیوید سیگرم
د)دیوید سیتن
7-مهاجم سالهای دور منچستر یونایتد؟
الف)اندی کول
ب)اندی سرشونه
ج)اندی ساق پا
د)اندی مرسی هیکل
8-مهاجم تیم ملی هلند و آرسنال؟
الف)دنیس برگکمپ
ب)دنیس اروین
ج)دنیس وایز
د)دنیس تریکو
تستهای علمی-تفریحی
1-مساحت دایره چقدر است؟
الف)2متر
ب)2ونیم متر
ج)بیشتره
د)صبر کن بپرسم
2-سرعت نور چقدر است؟
الف)خوب است
ب)بد نیست
ج)شما چطوری؟
د)چه خبر؟
3-کدام عبارت زیر باید فیلتر شود؟
الف)Cos X
ب)Sin2 X*2
ج)Cot X
د)Tg 3X
4-کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد؟
الف)نیوتن
ب)کیلوگرم
ج)متر بر مجذور ثانیه
د)نیترات مس
5-ماری کوری کاشف چه بود؟
الف)اورانیوم
ب)آلومینیوم
ج)آلمانیوم
د)لویی پاستور
6-در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است؟
«بی وفایی،بی وفایی،دل من از غصه داغون شده...»
الف)ایهام
ب)صنعت نفت
ج)صنعت پتروشیمی
د)صنعت آبکش سازی
7-شاعر قرن دوازدهم؟
الف)هاتف اصفهانی
ب)ابی اصفهانی
ج)اندی اصفهانی
د)سیاوش قمیشی اصفهانی
8-فعل خوردن را صرف کنید؟
الف)چشم
ب)صرف شده
ج)میل ندارم
د)نوش جان
9-یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک،تلسکوپ و میکروسکوپ هم به کار میرود؟
الف)عدسی
ب)کاچی
ج)فرنی
د)لوبیا با دوغ
10-دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترونها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت؟
الف)تامسون
ب)واشنگتنی
ج)بمی
د)شهسواری
11-شاخه ای از علم فیزیک؟
الف)مکانیک
ب)باطری سازی
ج)بوستر سازی
د)کمک فنر سازی
12-نویسنده«منطق الطیر»کدام شاعر است؟
الف)عطار نیشابوری
ب)نجار نیشابوری
ج)سمسار نیشابوری
د)کوپن فروش نیشابوری
12+1-یکی از اشکال ماده؟
الف)گاز
ب)یخچال
ج)بخاری
د)ماشین ظرف شویی
14-نام دیگر اسید فرومیک؟
الف)جوهر مورچه
ب)جوهر مورچه خوار
ج)جوهر پلنگ صورتی
د)جوهر تام و جری
15-نام گازهای سرد کننده یخچالهای قدیمی؟
الف)فرعون(فرئون)
ب)نمرود
ج)ابرهه
د)خسروپرویز
16-نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم،نئون...؟
الف)گازهای نجیب
ب)گازهای سر به زیر
ج)گازهای باوقار
د)کلا بچه های خوبی هستن
وقت شما به پایان رسید.لطفا موسهای خود را بالا بگیرید!
|
| |
|
در هفته گذشته اعلام شد که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد: ۱) تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد. ۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند. ۳) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند. ۴) تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند. ۵) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن. ۶) در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايی که ديده نمی شود نگاه می کنند. ۷) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند. ۸) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است. ۹) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند. ۱۰) رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود. ۱۱) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود. ۱۲) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری. | |
۱. با خانومت داری از یه مغازه لباس فروشی دیدن می کنی و ایشون از یه لباس 250.000 تومنی خوشش میاد:
الف- زود با هم میرین تو مغازه و تمام حقوق یه ماهتو دو دستی تقدیم صاحب مغازه می کنی و تا آخر اون ماه غذاهای طبیعی از قبیل باد و نور و هوا و ... می خورین!
ب- تا خانوم میاد اون لباسو نشونت بده خودتو به کوچه علی چپ میزنی انگار نه انگار که با تو بوده ! یه جوری مثل برق و باد از اونجا دورش میکنی و تا اون لباس از مد نیفتاده به اون منطقه بر نمیگردی!
۲.با خانومت داری میری رستوران، موقعی که به رستوران می رسید:
الف- جلو جلو و دو دستی درو براش باز میکنی که احتمالاً اونایی که از اونجا رد میشن فکر میکنن جنابعالی پادو تشریف دارید!
ب- بهش دستور میدی هر چه زودتر درو باز کنه!
۳. خونتون مهمون دارید:
الف- زود پا میشی و واسه خنده مهمونا هم که شده مثل دست و پا چلفتی ها واسشون چایی میریزی و میاری.
ب- با قیافه کاملاً جدی و مردانه (جنم دار) اشاره میکنی به خانومت تا هر چه زودتر واسه شما و مهمونا چایی بیاره.
۴. یه روز تعطیل باحال:
الف- با همسرت میری بیرون و اون روز مثل علاف ها تو خیابون ول میگردید و شب گرسنه و تشنه میاین خونه و یه چیز حاضری میخورین تا صبح کله سحر برید سر کار!
ب- بدون توجه به همسرت شب قبل از روز تعطیل با دوستات قرار میزاری تا فردا برید گردش و کلی حال کنید و بعد از ظهرشم برید استخر و اگه زنت هم زیاد حرف زد فوری می فرستیش خونه مامانش اینا!
۵. خانومت رفته عروسی و تو با دوستات تو خونت جمع شدید که یه دفعه خانومت مثل جن بسم الله ظاهر میشه:
الف- یهویی خودتو گم میکنی و به دوستات میگی اصلا ًنخندن و زود میری پیش خانومت و التماس میکنی آبروتو جلو دوستات نبره!
ب- اصلاً انگار نه انگار خانومت اومده. با دوستاتون میگید و میخندید و خانومت حتی جرأت نمیکنه بیاد سلام کنه!
۶. داری تو تراس سیگار میکشی که یهو خانومت سر میرسه:
الف- خودتو گم میکنی و نمیدونی چیکار کنی. شایدم سیگارو قورت بدی! اونوقت باید پول 100 باکس سیگار رو بدی واسه دوا درمون!
ب- برمیگردی و با قیافه حق به جانب به خانومت دستور میدی یه لیوان چایی واست بیاره (یه چایی دپش بعد از سیگار خیلی حال میده!)
۷. امروز قراره مادر زنت با شصتاد تا از فامیلاش مثل قوم تاتار حمله کنن خونتون واسه ناهار:
الف- اون روزو مرخصی میگیری و همش تو خونه میمونی و به همسرت کمک میکنی تا مادر زن و قومش بیان واسه قتل و غارت و چپاول...
ب- ساعت 2 اون روز که خانومت زنگ زد : کجا موندی؟ بهش میگی امروز سرت شلوغه و رییس گفته باید امشب تا ساعت 11 اضافه کار بمونی وگرنه اخراجی!!!
۸. تو شرکت نشستی و داری با منشی خوشگلت گل میگی و گل میشنوی که یهو خانومت بدون در زدن وارد اتاقت میشه:
الف- جلو منشیه به تته پته میفتی و رنگت مثل چغندر سرخ میشه
ب- خانومتو از اتاق میفرستی بیرون و بهش گوشزد میکنی وقتی میخواد بیاد تو باید در بزنه (اصل اول تمدن!)
۹. ساعت 2.30 نصفه شب صدای بچه 4 ماهتون از خواب بیدارت میکنه و پی میبری که آقا پسر گلت دسته گل به آب داده:
الف- زود پا میشی و در یک حرکت برق آسا بچه رو عوض میکنی طوری که خانم محترمت اصلاً نفهمه و خواب شیرینش قطع نشه و تا صبح بوی خوب آقا پسر تو مشامت بمونه!
ب- هماهنگ با بچه شروع میکنی به داد زدن و این کارو اینقدر ادامه میدی تا بالاخره خانومت بیدار بشه و همه کارا رو انجام بده، چون هر چی باشه اون مادره و مهارتش تو بچه داری خیلی بیشتره!
---------------------------------------------
توضیحات برای اینکه بسنجی چیکاره ای:
برای هر پاسخ الف۰ امتیاز و برای هر پاسخ درست (ب) ۲ امتیاز در نظر بگیر.
اگه امتیازت ۱۵ به بالا بود:
آقا تبریک میگم! شما یه مرد نمونه هستی. در عین حال انسانی فهیم، منطقی، تابع نظم، با کمالات، شریف و خانواده دوست هستی! همسرت بهت افتخار میکنه!
ایول بابا تو دیگه کی هستی! تو تمام مراحل زندگیت موفق هستی!
اگه امتیازت بین ۱۵-۵ بود:
شما مردی هستی که یه کم به همسرت رو میدی. در عین حال مرد چندان موفقی نیستی و تزلزل شخصیت داری! دلیلش هم گوش کردن به حرف همسرته! باید به خودت بیای و شکوه و اقتدار یه مردو به خاطر بیاری!
اگه امتیازت کمتر از۵ بود:
خاک بر سرت! آخه به تو هم میگن مرد؟! آبروی هر چی مرده بردی... مرده! جسد، خجالت نمیکشی نشستی اینجا واسه من تست هم میدی؟! هیچ فکر کردی که زن ذلیلی چیه و مرد سالاری کدومه؟
مهران www.donyami.blogfa.com)
اگه گفتي چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد ؟
چون زن خوشگل کميابه ...
ولي زن باهوش اصولا نايابه :) :)
ديروز منتظرت بودم نيومدي ...
امروز منتظرت بودم نيومدي ...
فردا هم چشم به راهت ميمونم ...
آخ که چه سخته اين يبوست !! :)
و اينم در مورد اين پيغام هاي گروهي کلوب :
اگه يه نفر روزي يه پيغام گروهي گذاشته بود بدون که به يادته
اگه روزي ۲ تا پيغام گذاشت بدون دوستت داره
اگه روزي ۳ تا فرستاد بدون عاشقته
ولي اگه روزي ۴ تا فرستاد من پيشنهاد ميکنم باهاش برو ماهي گيري. چون حتما کرم داره :)
عزارئيل ميره سراغ ترکه. ترکه خودش رو ميزنه به مردن :)
ترکه لب ساحل نشسته بوده. هي ميگفته : باريکلا اکبر ... باريکلا اکبر ... يکي بهش ميرسه ميگه چته ؟ ميگه بابا دم اکبر گرم ! الان ۳ ساعته که زير آبه. ولي هنوز نفس داره !! :) :)
به ترکه ميگن پسرت رکورد شکونده. ميگه خاک بر سرش؛ من گفته باشم يه قرون هم خسارت نميدم :)
يکي به ترکه ميگه آقا ساعت چنده ؟ ترکه بلد نبوده. ميگه بدو بدو ديرت شده !! :) :)
به ترکه ميگن يه تصوير غمناک بکش ... ترکه يه بربري سوخته ميکشه :) :)
ترکه نصفه شبي ميره دزدي. صاحبخونه از خواب بيدار ميشه ميگه کيه ؟ ترکه ميگه هيچي ... گربه هستش ... بع .. بع .. :)
اصفهانيه اکس ميزنه. تاکسي دربست ميگيره :)
ترکه ميره بدن سازي بهش ميگن هفته اول بدنت درد ميگيره. ميره از هفته دوم مياد :)
به اميد قلبي پر از شادي براي شما و خانواده عزيزتون
باز هم تکرار ميکنم که هدف اين جکها فقط لبخند شماست نه چيز ديگه اي
اين جک ها رو هم براي ليست دوستاتون بفرستيد تا اونها هم در لبخند شما شريک باشند
گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود: معنی عشق چیست؟
وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله
مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله
عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله
عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله
عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله
عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله
عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله
عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله
اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله
عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله
عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله
موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله
مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله
عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله
عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله
عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله
می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله
وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله
دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله
و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه. همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه
آيا شما در زمره 2% از افراد با هوش دنيا هستيد؟ پس مسئله زير را حل کنيد و دريابيد که در
ميان افراد با هوش جهان قرار داريد يا نه.
هيچگونه کلک و حقه اي در اين مسئله وجود ندارد و تنها منطق محض ميتواند شما را به جواب
برساند.
موفق باشيد
1- در خياباني 5 خانه درپنج رنگ متفاوت وجود دارد.
2- در هر يک از اين خانه ها يک نفر با مليتي متفاوت از ديگران زندگي مي کند.
3- اين پنج صاحب خانه هر کدام نوشيدني متفاوت مي نوشند. سيگار متفاوت مي کشند و حيوان
متفاوتي نگه داري مي کنند.
سوال: کدام يک از آنها در خانه ماهي نگه ميدارد؟
راهنمائي:
1- کبوتر در خانه قرمز زندگي مي کند.
2- مرد سوئدي يک سگ دارد.
3- مرد دانمارکي چاي مي نوشد.
4- خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفيد قرار دارد.
5- صاحب خانه سبز قهوه مي نوشد.
6- شخصي که سيگار Pall Mall مي کشد پرنده پرورش مي دهد.
7- صاحب خانه زرد سيگار Dunhill مي کشد.
8- مردي که در خانه وسطي زندگي مي کند شير مي نوشد.
9- مرد نروژي در اولين خانه زندگي مي کند.
10- مردي که سيگار Blends مي کشد در کنار خانه مردي که گربه نگه مي دارد زندگي مي کند.
11- مردي که اسب نگهداري مي کند کنار مردي که سيگار Dunhill مي کشد زندگي مي کند.
12- مردي که سيگار Blue Master مي کشد آبجو مي نوشد.
13- مرد آلماني سيگار Prince مي کشد.
14- مرد نروژي کنار خانه آبي زندگي مي کند.
15- مردي که سيگار Blends مي کشد همسايه اي دارد که آب مي نوشد.
گام1: فهرستی از موفقیتهایی را که تاکنون نصیبتان شده، تهیه کنید.
گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.
گام4: هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید.
• تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.
• روزِی شخصی بودا را فحش و ناسزا میداد، بودا به وی گفت:از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر میکنم! اما متاسفم نمی توانم هدیه ات را بپذیرم. راستی اگر کسی به شما هدیه ای دهد و شما هدیه را قبول نکنید آن هدیه به چه کسی تعلق خواهد داشت؟
• خواه فکر کنید کاری را میتوانید انجام دهید، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید، همیشه حق با شماست.
• عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.
• قلمرو خداوند درون ما انسانهاست.
• هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.
• به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.
• از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.
گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.
گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید، نه بیش از اندازه.
گام9: در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.
گام10: در روز عشق(والنتاین) برای خودتان کارت تبریک بخرید.
گام11: هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و با خدا راز و نیاز کنید.
گام12: هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.
گام13: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.
گام14: خود را در آیینه نگاه کنید و از دیدن زیباییهایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گذار باشید.
گام15: اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.
گام16: در هدف گذاری واقع بین باشید.
گام17: وسواس را از زندگی خود حذف کنید، در این صورت هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید.
گام18: برای خود تعهد مشخص کنید و به آن وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو آن که نتیجه دلخواه شما نباشد.
گام19: همیشه لبخند بزنید.(لبخند و خنده تفاوت دارند)
گام20: تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.
گام21: هنر سوال کردن را بیاموزید.
گام22: برای خودتان یک مشاور خوب برگزینید و از راهنماییهای او استفاده کنید.
گام23: برخیها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت و ضروری در زندگی است.پس لازم است هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.
گام24: ده بار تنفس عمیق بکشید.
گام25: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.
گام26: گاهی اوقات تند تند راه بروید.
گام27: وقتی در کاری موفق می شوید،با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.
گام28: استفاده از فرصت ها را بشناسید.
گام29: برای خودتان گل بخرید.
گام30: هر وقت احساس تنش کردید، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.
گام31: تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.
• هر روز و هر قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.
• من این وضعیت را به عشق الهی می رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.
• نعمت های کاينات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.
• من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.
• من مسوول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.
• من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهند.
• امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.
• اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد،نور درونم از من حمایت میکند.
• من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.
• با هر دم و بازدم خدا را شکر میکنم.
گام32: به هر آهنگی که دوست دارید گوش دهید (حتی با آن برقصید.)
گام33: نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.
گام34: هنر نه گفتن را بیاموزید.
گام35: هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.
گام36: هر چند وقت یکبار خانه تکانی کنید.
گام37: آمدن بهار را جشن بگیرید.
گام38: کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.
گام39: هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.
گام40: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.
گام41: خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.
گام42: سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.
گام43: گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.
گام44: حیوانات اهلی و دست آموز را نوازش کنید.
گام45: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
گام46: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
گام47: به پارک رفته و چرخی بزنید، گلها را بو کنید.
گام48: زمانی که زیر دوش می روید آواز بخوانید.
گام49: سالی دو مرتبه خون بدهید.
گام50: حتما نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.
گام51: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.
گام52: شکر گزار باشید.
گام53: هر از گاهی به گورستان بروید، این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود و زیستن در عالم جاودان را بیاموزید.
گام54: مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.
گام55: یک روز در هفته گیاه خواری کنید.
گام56: قبول کنید که انسان جایز الخطا است.
گام57: یک مهارت جدید بیاموزید.
گام58: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قایل هستید.
گام59: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
گام60: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.
· هرگز از فروشنده بی ادب خرید نکن. حتی اگر مدتها در آرزوی آن کالا بوده باشی.
· هر چند وقت یک بار به جایی برو که صدای ناله درهای چوبی شنیده شود.
· به اطرافیانت نظر کن و از میان آنها یکی را که شایستگی دوست داشته شدن ندارد برگزین و دوست بدار.
· وقتی پاسخت منفی است آن را طوری بیان کن که هیچگونه ابهامی در شنونده ایجاد نکند.
· به خاطر داشته باش که شخصیت کودک تو همچون کیفیت سوپ است ! هر دوی آنها خانگی است.
· هر گاه خواستی چیزی بخری که در عمر هر آدمی فقط یک بار لازم می شود, بهترین آنچه را که در توانت هست بخر.
· به محض آنکه ازدواج کردی به فکر پس اندازباش تا فرزندانت به راحتی تحصیل کنند.
· تعصباتی را که بر پایه نژاد , جنس, مذهب و یا سن هسـتند, محکوم کن.
· یک چتر قرمز بخر. به این ترتیب یافتن تو در میان انبوه چترهای تیره آسان می شود ضمن اینکه در روز بارانی رنگ زیبایی به طبیعت می بخشی.
· درامور خیریه شرکت کن.
راز زندگی
در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفريد فرشتگان مقرب را به بارگاه
خود فرا خواند و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پيشنهاد بدهند∙
يکی از فرشتگان به پروردگار گفت:خداوندا آنرا در زير زمين مدفون کن∙
فرشته ديگری گفت آن را در زير درياها قرار بده∙
و سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده∙
ولی خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد
کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند در حالی که من می خواهم راز
زندگی در دسترس همه بندگانم باشد∙
در اين هنگام يکی از فرشتگان گفت فهميدم کجاهی خدای مهربان راز
زندگی را در قلب بندگانت قرار بده زيرا هيچ کس به اين فکر نمی افتد که
برای پيدا کردن آن بايد به قلب و درون خودش نگاه کند